|
یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
|
توي آسمون دنيا هر كي يه ستاره داره چرا وقتي نوبت ماست
آسمون جايي نداره؟واسه من تنهايي درده، درده هيچكسو نداشتن
هر گل پژمرده اي رو تو كوير سينه كاشتن ديگه باور كردم اينو كه
بايد تنها بمونم وتا لحظه مرگم شعر تنهايي بخونم!!!!!!!

آگهي ازدواج
خانمي هستم جوان وزيبا،خوش صحبت وشيرين زبان،داراي وضع مالي خوب واز خانواده اصيل ايراني با چشمان درشت ومشكي،دماغ قلمي وكمر باريك،خوش آواز وهنرمند.حاضر به ازدواج با هيچ مرد احمقي نيستم.فقط آگهي دادم كه دلتون بسوزه.![]()
آقايي هستم....
آقايي هستم پنجاه ساله،خوش تيپ،با درآمد مكفي،اهل معاشرت،علاقمند به ورزش،احساساتي ورمانتيك،حاضر به متاركه وطلاق با خانمي هستم 48 ساله،نق نقو،لجوج،بي معرفت....
واجدين شرايط لطفا بدون اينكه با من حرفي بزنند رضايت نامه خود رااز طريق راهنماي 965 براي من بفرستند.![]()
خانمي هستم...
خانمي هستم چهل وپنج ساله كه چهل وسه ساله به نظر ميرسم.داراي اندامي زيبا وچهره دلربا،مهربان،سازگاروپايبند خانواده،حاضر به جدايي وسه طلاقه از شوهري هستم احمق،بي شعور،الاغ با آن قيافه اكبيروحقوق بخورونمير وبي اطلاع از آداب معاشرت وخاك برسري كه آگهيش اون بالا چاپ شده.
رضايت نامه ام رابراي راهنماي 965 پست كردم.![]()
آگهي صيغه
آخوندي هستم......آخ ببخشيد زنم داره مياد! ![]()

همه ما خودمان را چنين متقاعد مي كنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت،وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد،وبا به دنيا آمدن بچه هاي بعدي زندگي بهتر....
ولي وقتي مي بينيد كودكمان به توجه مداوم نيازمندند.خسته مي شويد،بهتر است صبر كنيد تا بزرگتر شوند.
فرزندان ما كه به سن نوجواني مي رسند.باز كلافه مي شويم،چون بايد با آنها سروكله بزنيم.مطمئنا وقتي بزرگتر شوند وبه سنين بالاتر برسند،خوشبخت خواهيم شد.
با خود مي گوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه:همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم،بچه هايمان ازدواج كنند،به مرخصي برويم ودر نهايت بازنشسته شويم....
حقيقت اين است كه براي خوشبختي،هيچ زماني بهتر از همين الان وجود ندارد.اگر الان نه،پس كي؟زندگي همواره پراز چالش است.
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم وتصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،شاد وخوشبخت زندگي كنيم.
خيالمان مي رسد كه زندگي،همان زندگي دلخواه،
موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سرراهمان هستند،كناربروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست وپنجه نرم مي كنيم،
كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم،
بدهيهايي كه بايد پرداخت كنيم و....
بعد از آن زندگي ما،زيبا ولذت بخش خواهد بود!
بعد ازآنكه همه اينها راتجربه كرديم،
تازه مي فهميم كه زندگي،همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي شناسيم.
اين بصيرت به ما ياري مي دهد تا دريابيم كه جاده اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.
خوشبختي،خود همين جاده است.
پس بياييد از هرلحظه لذت ببريم.
براي آغاز يك زندگي شاد وسعادتمند لازم نيست كه درانتظار بنشينيم:
درانتظار فارغ التحصيلي،بازگشت به دانشگاه،كاهش وزن،افزايش وزن،شروع به كار،ازدواج،شروع تعطيلات،صبح جمعه،درانتظار دريافت وام جديد،خريد يك ماشين نو،بازپرداخت قسطها،بهاروتابستان وپاييزوزمستان،اول برج،پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون،مردن،تولد مجدد و....
خوشبختي يك سفر است،نه يك مقصد.
هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي
شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد وازحال لذت ببريد. ![]()

وقتي دل ارزش خودش رااز دست بدهد...چشمهايت ديگر اشكي براي ريختن نداشته باشد.وقتي ديگر قدرت فرياد زدن راهم نداشته باشي...وقتي ديگر هرچه دل تنگت خواسته باشد گفته باشي...وقتي ديگر دفتروقلم هم تنهايت گذاشته باشند...وقتي از درون تمام وجودت يخ بزند...وقتي چشم از دنيا ببندي وآرزوي مرگ بكني...وقتي احساس كني تنهاترين تنهاها هستي...وقتي باد شمع هاي روشن اتاقتو خاموش كنند...چشمهايت راببند...واز ته دل بخند...كه شايد با هر لبخند روحي خاموش جان بگيرد ودرخت پير جوان گردد!![]()
![]()

سخن بزرگان
او هيچ چيز نمي داند ولي تصور مي كند وتظاهر مي كند كه همه را مي داند،اين تعريف مختصر يك نماينده مجلس است.
دوتراژدي دردناك درزندگي وجود دارد:يكي اينكه در عشقت ناكام شوي وديگراينكه به وصال عشقت برسي.
زماني كه گفتم تا آخر عمر مجرد مي مانم نمي دانستم كه آنقدر عمر مي كنم كه ازدواج كنم.
تا به حال هيچ فيلسوفي قدم به عرصه خاك نگذاشته كه بتواند دندان درد را تحمل كند.
هرچه بيشتر انسان ها را مي شناسم،سگها را بيشتر ستايش مي كنم.
زماني كه پريان از رقصيدن وروحانيون از گوشه نشيني دست برداشتند،عمر دنياي شاد به پايان مي رسد.
واعظ مي گويد:چنان كن كه من مي گويم،نه چنان كه من مي كنم.
خداوند،شرير را به اندازه كافي برتخت نگه مي دارد تا فرصت كافي براي توبه كردن داشته باشد.
براي شاد بودن،تنها به بدني سالم وحافظه اي ضعيف نياز داري.
در زندگي نه هدفي دارم نه مسيري،نه منظوري ونه حتي معنايي.اما شادم واين نشان مي دهد كه يه جاي كار ايراد دارد.
فقرا نمي دانند كه تنها دليل آنان براي زندگي،تمايل ما به تظاهر به برخورداري از فضيلت سخاوت است.
آنان كه گذشته را به خاطر نمي آورند مجبور به تكرار آن هستند.
اگر تمامي ما قدرت جادويي خواندن افكار يكديگر را داشتيم نخستين چيزي كه در دنيا از بين مي رفت عشق بود.
احساس وظيفه در كار نيكو ودر روابط،آزار دهنده است.انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت.
زندگي خوب،زندگي شاد است.البته منظور من اين نيست كه اگر شما خوب باشيد حتما شاد خواهيد بود،منظور من اين است كه اگر شما شاد باشيد خوب زندگي خواهيد كرد.
زن زشت وجود ندارد،تنها زناني وجود دارند كه حوصله نشستن جلوي آيينه وآرايش را ندارند.
جامعه مثل آب نمك است شنا كردن درآن بد نيست اما بلعش وحشتناك است.
پول همه چيز زندگي نيست اما مي تواند همه چيز را بخرد.
يك مرد بدون زن مثل ماهي بدون آب است اما يك زن بدون مرد مانند يك ماهي بدون دوچرخه است.
اين يك اصل غيرقابل ترديد است:كساني كه دائما از شرافت حرف مي زنند ازآن بويي نبرده اند.
هميشه دوست داشتم فرصتي دست مي داد تا فروتني را تمرين كنم اما همواره به خاطر مي آورم كه من مهم تر ازآن هستم كه اوقاتم را صرف چنين اموري كنم. ![]()
قوانين مورفي![]()
1.اگر قرار باشد كاري خراب بشه ودرست پيش نره،حتما خراب ميشه آن هم در نامناسب ترين زمان!
2.اگر احتمال داشته باشد چندين كار خراب بشه،آن كاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3.همه چيز در حال بدتر شدن است!
4.لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر ووخيم ترخواهد شد!
5.احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6.همه كارها بيشترازآنكه تصور مي كنيد به طول خواهد انجاميد!
7.اگر شما تصميم به انجام كاري مي گيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كاري ديگري را انجام دهيد!
8.هرراه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9.شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نمي توانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!
10.هرگاه جسم باارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان مي رويد(حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد ويا درچاه فاضلاب!)
11.شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هميشه در آخرين مكاني كه آن را جستجو مي كنيد مي يابيدش!
12.هيچ اهميتي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن رادر مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13.همواره در خيابان درهنگام رانندگي ماشينها درلاين ديگر سريعتر حركت مي كنند!
14.زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب ودرست كارخواهد كرد!
15.هرفردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نمي باشد!
16.هر چيز خوب درزندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي ويا چاق كننده!!
17.هر كس پول بيشتري دارد حكمراني مي كند!!
18.هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19.هرگاه چيزي رادر جاي امني قرار مي دهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نمي توانيد پيدايش كنيد!
20.درورزش گلف بهترين ضربه ما هميشه زماني زده مي شود كه تنها باشيدوبدترين آن زماني زده مي شود كه در جمعي بازي مي كنيد ويا با فردي بازي مي كنيد كه مي خواهيد اورا با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21.هرچيزي راكه مي خواهيد،نمي توانيد داشته باشيد وآنچه را كه داريد نمي خواهيد!
22.احتمال آنكه كاري راكه انجام مي دهيد ديگران ببينند نسبت مستقيم دارد باميزان احمقانه بودن كارشما!
23.سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24.هنگام ورود به پمپ بنزين جايگاهي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هايي ديگر خواهد بود!
25.هيچ اهميتي ندارد من كجا مي روم،من آنجا هستم!
26.هركسي مي تواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27.زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته مي گردد تا فضاي موجود را پركند!
28.هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهند گذاشت!
29.زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه مي باشد!
30.قانون بقا كثيفي:براي تميز كردن هرچيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31.اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد وخيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32.اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33.قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف وفقيران به دام آن مي افتند در صورتي كه ثروتمندان وصاحبان قدرت آن را پاره كرده و مي گريزنند!!
34.دو عنصر در طبيعت فراوان مي باشد:يكي هيدروژن وديگري حماقت!!
35.جاده رسيدن به موفقيت همواره دردست ساختمان است!
36.هرگاه چيزي را دور بياندازي به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37.كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهد تا درصورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38.احتمال آنكه طرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيفتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39.شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطوط راه آهن،بگوييد كه قطار ازكدام سمت خواهد آمد!
40.ماشيني كه روبروي شما درحركت است هميشه سرعتش از شما كمتراست!
41.هرچه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!
42.افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند،نصيحت نمي كنند!!
43.دود سيگار همواره به سمت افراد غير سيگاري حركت خواهد كرد،بدون توجه به سمت وزش باد!
44.جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان مي باشد!
45.براي هر عملي يك انتقاد برابرومخالف آن وجود دارد!!
46.دوستان مي آيند ومي روند اما دشمنان انباشته مي گردند!
47.هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
48.تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
49.هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده ونخواهد شد!
اگر نمي تواني بلوطي برفراز تپه اي باشي
بوته اي در دامنه اي باش
ولي بهترين بوته اي باش كه در كناره راه مي رويد
اگر نمي تواني درخت باشي،بوته باش
اگر نمي تواني بوته اي باشي،علف كوچكي باش
وچشم انداز كناره شاه راهي را شادمانه تر كن
اگر نمي تواني نهنگ باشي،فقط يك ماهي كوچك باش
ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه
همه ما را كه ناخدا نمي كنند،ملوان هم مي توان بود
دراين دنيا براي همه ما كاري هست
كارهاي بزرگ وكارهاي كمي كوچكتر
وآنچه كه وظيفه ماست،چندان دور از دسترس نيست
اگر نمي تواني شاه راه باشي،كوره راه باش
اگر نمي تواني خورشيد باشي،ستاره باش
با بردن وباختن اندازه ات نمي گيرند
هرآنچه كه هستي،بهترينش باش. ![]()
![]()

ميل دارم باز گردم وبا حيوانات زندگي كنم.زيرا آنان آرام وغرق در زندگي كنوني خويشند.دوست دارم بايستم واز روي تامل به آنان بنگرم.جانوران هرگز از وضعيت كنوني خود،دلگيرونالان نيستند.هيچ گاه در ظلمت شب بيدار نمي شوند،به خاطر گناهان ومعاصي خويش نمي گريند واز وظايف خود نسبت به خالق صحبتي به ميان نمي آورند.هيچ يك ناراضي وگله مند ويا دچار حرص وطمع نيستند.هيچ يك در مقابل يكديگر ونيز گذشتگان هزاران سال پيش زانو نمي زنند وسرانجام هيچ كدام قابل تكريم نبوده واز اين بابت ناراضي نمي باشند. ![]()
![]()

راههاي خوب زيستن
1.با همه درآميز وآميخته مشو،درانزوا پاك ماندن،نه سخت است ونه باارزش.
2.ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده ايم،مي توانيم هدايت كنيم.
3.وقتي زندگي برايت خيلي سخت شده يادت باشه كه درياي آروم،ناخداي قهرمان نمي سازه!
4. كسي كه دوست جنگل است،نمي تواند دشمن درخت باشد.
5.توي زندگي ات بارون نباش كه فكر كنن با منت،خودت رو به شيشه مي كوبي،ابر باش تا منتظرت باشن كه بباري!
6.فراموش كن چيزي را كه نمي تواني به دست آوري وبه دست آورچيزي را كه نمي تواني فراموش كني.
7."عشق" ايستادن زير باران وخيس شدن با هم نيست."عشق" آن است كه يكي براي ديگري چتري شود وآن ديگري هيچ وقت نداند كه چرا خيس نشد!
8.لذتهاي ما سطحي ودردها ورنجهاي ما عميق است.
9.زمان در مورد همه چيز قضاوت مي كند.
10.زندگي،هنر نقاشي كردن است،بدون استفاده از پاك كردن!سعي كن طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برمي گردي،نيازي به پاك كن نداشته باشي....
11.دنبال كسي نباش كه بتوني با اون زندگي كني بلكه به دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني.
12.به خورشيد اعتقاد دارم،حتي اگر ندرخشد.من به عشق اعتقاد دارم،حتي اگر تنها باشم.من به خدا معتقدم حتي اگر ساكت باشد.
13.من دريافته ام كه هر انساني هر اندازه كه مصمم به خوشبخت زيستن باشد همان اندازه خوشبخت وسعادتمند زندگي خواهد كرد.
14.هميشه دوست داشتم ابر باشم چون ابر آنقدر شهامت داره كه هروقت دلش گرفت جلوي همه گريه كنه.
15.يه مرداب براي به دست آوردن يه نيلوفر سالها مي خوابه تا آرامش نيلوفر بهم نخوره پس اگه كسي رو دوست داري براي داشتنش حتي شده سالها صبر كن.
16.عشق كهنه هرگز زنگ نمي زنه.
17.عشق مثل ماه است،وقتي كه افزايش نيابد،كاسته مي شود.
18.زندگي مثل پيانوست،دكمه هاي سياه براي غمها ودكمه هاي سفيد براي شاديها،اما زماني مي تواني آهنگ زيبا بنوازي كه دكمه هاي سياه وسفيد را با هم فشار دهي.
19.انسانها دو دسته اند:آنهايي كه بيدارند در تاريكي وآنهايي كه خوابند در روشنايي.
20.انديشيدن به پايان هر چيز شيريني،حضورش راتلخ مي كند... بگذار پايان،تورا غافلگير كند،درست مثل آغاز....!!!!
21.تنها درمان عادت بد،عادتي متضاد آن است!
22.هيچ گاه مسائل گذشته را زيرورو نكنيد يا بيش از اندازه در مورد اتفاقات رخ نداده نگران نباشيد ودر زمان حال زندگي كنيد!
23.بهتر آن است كه هشتاد ساله اي جوان باشيد تا آنكه چهل ساله اي پير!
24.شخص نادان شادماني را دردوردستها مي جويد،اما خردمند آنرا در زير پاهايش مي يابد!
25.كسي كه كمتر مي داند،بيشتر حرف مي زند!
26.لحظات را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم،غافل ار آنكه خوشبختي درهمان لحظاتي بود كه گذشت!!!
27.هرچه بالاتر پرواز كني،در نظركسي كه معني پرواز را نمي فهمد كوچكتر به نظر مي رسي.
![]()
1:دوستت دارم،نه به خاطر شخصيت تو،بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم.![]()
2:هيچكس لياقت اشكهاي تورا ندارد وكسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تونمي شود.![]()
3:اگر كسي تورا آنطور كه مي خواهي دوست ندارد،به اين معني نيست كه تورا با تمام وجودش دوست ندارد.![]()
4:دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورا بگيرد ولي قلب تورا لمس كند.![]()
5:بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار اوباشي وبداني كه هرگز به او نخواهي رسيد.![]()
6:هرگز لبخند راترك نكن،حتي وقتي ناراحتي،چون هركس امكان دارد عاشق لبخند تو شود.![]()
7:تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي،ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي.![]()
8:هرگز وقتت رابا كسي كه حاضر نيست وقتش رابا تو بگذراند،نگذران.![]()
9:شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب رابشناسي وسپس شخص مناسب را،به اين ترتيب وقتي اورا يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي.![]()
10:به چيزي كه گذشت غم مخور،به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.![]()
11:هميشه افرادي هستند كه تورا مي آزارند،با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن وفقط مواظب باش كه به كسي كه تورا آزرده،دوباره اعتماد نكني.![]()
12:خودرا به فرد بهتري تبديل كن ومطمئن باش كه خودرا مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي وانتظار داشته باشي اوتورا بشناسد.![]()
13:زياده ازحد خودرا تحت فشار نگذار،بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش رانداري. ![]()
مي دوني؟
آسمون هميشه آبي نيست،
هميشه هم صاف نيست!
گاهي ابري است وگاهي باروني!
و از آسمان
هميشه هم بارون نمي باره!
خب،
اين طبيعتشه!
ولي همون موقعهايي هم كه داره بارون
مي باره،برو بشين پاي درد دل آسمان......
ببين چي ميگه؟!چرا داره گريه مي كنه؟!
دلتو بده به دل آسمان وعوضش ازش چند تا ستاره بگير!
مي دوني؟
گاهي آسمان پر ستاره است
ولي يه ستاره ميون اون ستاره ها بزرگتروقشنگترودرخشانتره!
اون ستاره"تو"است!
من اسمشو گذاشتم ستاره "تو"
مي دوني؟
وقتي با ستاره تو حرف مي زنم،
وقتي بهش خيره مي شم يا بهش چشمك مي زنه هميشه
ازم يه چيز مي پرسه!
مي گه:دوستم داري؟منم ميگم:"دوستت دارم"
ولي ديشب از من يه سوال ديگه پرسيد.
گفت:"تو چرا هيچ وقت از من نمي پرسي كه دوستت دارم يا نه؟"
منم ازش پرسيدم:"تو چي؟دوستم داري؟
مي دوني چي گفت؟
گفت:"قلبت رو بده"
گفتم چه جوري؟
گفت:چشاتو ببند،يه نفس عميق بكش وخودتو رها كن.
قلبت پرواز مي كنه وخودش مي ياد پيشم.
منم همون كاري رو كردم كه ستاره گفت.
ستاره قلبم رو گرفت و روش يه چيزي نوشت وبعد پسش داد.
مي دوني چي نوشته بود؟
نوشته بود" دوستت دارم!"
نوشته ستاره "تو"رو قلبم مونده،هنوزم هست.
تا آخرم مي مونه!چرا؟
چون بهم گفت:"حقيقت هيچ وقت نابود نمي شه!چون چيزي است كه بايد وجود داشته باشه!"
بيا ايندفعه كه داره بارون مي ياد بريم پشت پنجره وبه درد دل آسمان گوش كنيم.
وقتي شب مي شه،بيا دوتايي به ستاره ها نگاه كنيم.
وقتي مي خواهيم بخوابيم بيا با هم به ماه"شب بخير"بگيم.
ووقتي صبح مي شه،بيا،بيا طلوع خورشيد رو كه پر از عشقه با هم نگاه كنيم!
باشه تا عاشق بمانيم!
تا آخرش!![]()
![]()
![]()
![]()

براي فراراز خودم وتنهايي همواره در جستجوي رابطه اجتماعي بوده ام .هر آدمي ظاهرا براي لحظاتي مرااز وحشت تنهايي دور كرد.اما هر بار كه به سوي خود باز گشتم تنهاتر از هميشه بوده ام آدمها آيينه هايي هستند كه مرا وتنهايي ام رادر خويش باز مي تابانند.حتي رابطه ها راكهنه كردم تا با مشكلات آدم هاي جديد روبه رونشوم اما اين نيز تنهايي ام راايمن نساخت.اكنون به اين احساس رسيده ام كه هر رابطه زميني كم كم خستگي را به همراه خواهد داشت ونياز دارم كه گاهي به خلوت خويش باز گردم ودر آيينه خويش خدارا ببينم. ![]()
![]()

ياد گرفته بودم ديگران را دوست داشته باشم،به من ياد داده بودند به ديگران عشق بورزم ودر كارها ياريشان كنم،آموخته بودم كه اميد داشته باشم.اميد به زندگي،به آينده....بزرگ شدم كم كم شاهد حقايقي بودم كه نياموخته بودم،ديگران رادوست داشتم در همه مواقع،اما دوستم داشتند فقط در مواقع احتياج،در كارهايشان ياريشان دادم اما در مواقع احتياج دست رد به سينه ام زدند،صداقت ويكرنگي را به دست گرفتم و به آنها هديه دادم اما آنها با دست ديگر دروغ ودورنگي تحويلم دادند.![]()

گاهي دلم مي خواد آنقدر فصلهاي زندگي ادامه داشته باشد كه من بتوانم تمام گمشده هايم را پيدا كنم وگاهي آنقدر دنيا برايم تيره وتار مي شود كه آرزو مي كنم،زمين دهان باز كند ومرا ببلعد.
گاهي دلم مي خواهد با مداد رنگي هايم دست به آفرينشي تازه بزنم بهاري ديگر بيافرينم وزمستاني ديگر.
گنجشك را شبيه درخت بكشم ودرخت را شبيه دريا ودريا راشبيه كوه وكوه را شبيه پروانه وپروانه را شبيه عشق وعشق را شبيه تو،وگاهي آنقدر دلتنگم ودلگير كه فكر مي كنم باغها سنگ شده اند وسنگها مثل حرفهاي تلخ،روح را مي آزارد فكر مي كنم همه شيشه ها سياهند وهمه آسمانها روي زمين افتاده اند وديگر هيچ بهانه اي براي نوشتن خطي به يادگار در دفترچه خاطرات وجود ندارد.
گاهي دلم مي خواهد صبح كه چشم باز مي كنم يك گيلاس رسيده باشم بر شاخه درختي كه در باغچه خانه توست وهر روزكه از مقابل درخت مي گذري به من نگاه كني ومن با لبخند توشيرين تر وسرخ تر از ديروز شوم.
گاهي دلم مي خواهد باران باشم وروي گيسوان تو ببارم وگاهي يك گل سرخ كه هر وقت اراده كني مرا بچيني و در گلدان بگذاري همان گلداني كه همسايه هميشگي روياهاي توست وگاهي احساس مي كنم تمام وجودم يك كوير گرم وسوزان است كويري كه درخت را نمي شناسد ونمي داند نوشيدن جرعه اي از چشمه سارچه لذتي دارد.
گاهي آنقدر شادم كه همه چيز وهمه كس را به شكل گل مي بينم:پدرم اقاقياست،مادرم رازقي،برادرم گل سرخ است وخواهرم گلهاي بنفشه.مدادم يك زنبق است كه عطر دره هاي شمال را دارد وپيراهنم از مريم وياس است.وگاهي آنقدر غمگينم كه نمي توانم تورا كه در ايوان روزهاي من نشسته اي،ببينم.![]()
![]()

هميشه اين گونه بوده است كسي را كه خيلي دوست داري،زود از دست مي دهي پيش از آنكه خوب نگاهش كني،مثل پرنده اي زيبا بال مي گيرد ودور مي شود فكر مي كردي مي تواني تا آخرين روزي كه زمين به دور خود مي چرخد وخورشيد از پشت كوهها سرك مي كشد،دركنارش باشي،هنوز بعضي از حرفهايت را به او نگفته بودي.
هميشه اين گونه بوده است كسي كه از ديدنش سير نشده اي،زود از دنيا ي تو مي رود وقتي به خودت مي آيي كه حتي ردي از او در خيابان نيست فكر مي كردي مي تواني با او به همه باغها سربزني وخرده هاي نان را به مرغابي هاي تنها بدهي هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشك مي ريختي.
هميشه اين گونه بوده است وقتي دورو برت پراست از نيلوفرهاي پرپر،خوابهاي بي رويا وآيينه هاي بي تاب،وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري،ناباورانه اورا در كنارت نمي بيني فكر مي كردي دست در دست او خنده كنان به آن سوي نرده هاي آسمان خواهي رفت ودامنت رااز بوسه ونور پر خواهي كرد هنوز پيراهن خوشبختي را كاملا برتن نكرده بودي هنوز ترانه هاي عاشقي را تا آخر با او نخوانده بودي.
هميشه اين گونه بوده است.او كه مي رود،او كه براي هميشه مي رود،آنقدر تنها مي شوي كه نام روزها را فراموش مي كني،از عقربه هاي ساعت مي گريزي وهيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد احساس مي كني به دره اي تهي از باران ودرخت سقوط كرده اي،احساس مي كني كلمات لال شده اند،پلها فرو ريخته اند،كفشها پاره شده اند،دستها يخ كرده اند وپرنده ها سوخته اند.![]()
![]()
دوباره پر بغضم!دوباره آيينه نگاهم در بي كسي ها ترك خورده نمي دانم چند وقت ديگر مي مانم و مي نويسم،نمي دانم چند پرنده ديگررا در آسمان مي شمارم وعكس چند آرزوي ديگر را نقاشي مي كنم....اما فقط نياز به دستاني معجزه گر وپرازاميد دارم....
خدايا،مهرباني ات دل كوچكم را مي لرزاند ونسيم محبتت اشكهاي شوق را بر گونه ام جاري مي كند در حالي كه در سرزمين انديشه ياد تو هميشه سبز است،دل در دستان آن فرشته مطرود،اسير ووامانده است!
اي خداي گنجشكهاي مهربان!به حق بالهاي كبوتراني كه هيچ گاه اسير قفس نبوده اند،چشمهاي مرا پراز انجير وآسمان كن ونفسهايم رابه نفسهاي پروانه ها پيوند بزن!
اي خداي نان وانگور!سفره مرا از خورشيد ودريا بي نصيب مگذار وباغچه ام رااز همنشيني با دختر بهار محروم مخواه!
اي خداي دلهاي عاشق!دامن مرا از عطر روستايي تقوا خوشبو كن وخيابان خاكي عشق مرا به معبدهاي معصوم برسان!
اي خداي گلهاي گمنام!مگذار درشكه اميد در برفهاي انبوه از حركت بازماند وقطار نيايشم با تاخير به ايستگاه تو برسد.
با تو مي توانم صندلي ام را به يكي از سياره ها تكيه بدهم مريخ يا مشتري چه فرقي مي كند؟مهم اين است كه از ابرها بالاترم.
با تو شب يك نقطه ريز تاريك در دفتر هستي است و من هر چقدر كه تنها باشم از آن وحشتي ندارم.من آواز خواندن رااز رودخانه ها ياد گرفته ام وعشق ورزيدن رااز آدم،اولين كسي كه عاشق توشد.
شب است وستارگان هم خوابيده اند،در اين سكوت سنگين شباهنگام،دراين وادي محض غربت،ساده وبي ريا تو را مي خوانم.
خدايا!اي مهربان!صدايم كن كه پاي رفتنم نيست،ياريم كن كه تاب ماندنم نيست،چشمه اشكم را قطره اي نيست پس كي به من نظر مي اندازي!..... ![]()
![]()


دوست دارم
يادم باشه حرفي نزنم كه يه كسي بربخورد........نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد.....راهي نروم كه بيرا باشد......خطي ننويسم كه آزار بدهد كسي رو.
يادم باشه كه روز وروزگار خوش است......همه چيز روبه راه است وخوب.
تنها.....تنها....دل ما دل نيست.......![]()
![]()

يك روز،شايد،همراه پرواز پرستوي عاشقي،واژه لبخند به سرزمين سوخته من باز گردد.
يك روز،شايد،اميد كوبه در را بفشارد وسپيدي ها تمامي اين سياهي را پر كند.
آن روز بر مردگان نيز سياه نخواهم پوشيد،حتي بر عزيزترينشان. ![]()

بعضي روزها ساعتها،تنهاي تنها در اتاقم كه شبيه شب است،مي نشينم وشعرهاي خاكستري ام را براي مردگان مي خوانم آنقدر تلخم كه هيچ قصه شيريني نمي تواند گره از ابروانم بگشايد و روييدن هيچ شمعداني نمي تواند تكليف دلم را روشن كند.نه بال كبوتري كه پرواز را به يادم آورد،نه عبور نسيمي كه بوي يار وديار را به مشامم برساند هوا ساكن،ديوارها سخت وپنجره هاعبوس ودلگيرند وبعضي روزها آنقدر بال بر كتفهايم دارم كه مي توانم يكسره و يكنفس آسمانها را پشت سر بگذارم و تا آخرين كوچه بهشت بروم مي توانم از فرشته هاي تو زيباتر شوم و بي هيچ اضطرابي به تو سلام بگويم.مي توانم شعله هاي سركش جهان را بر سر انگشتانم خاموش كنم آنقدر سبك و شادم كه مي توانم دست روحم را بگيرم و به يك جغرافياي ديگر ببرم و در جلگه سبز و دست نخورده،در ميان شبدرها وآهوها تو را نيايش كنم.بعضي روزها آنقدر از تو دور مي شوم كه همه چيز و همه كس را سياه مي بينم واز پيراهنم آتش زبانه مي كشد ودستهايم مثل سرب سنگين مي شود رقص بادبادكها مرا به وجد نمي آورد و صداي موجهاي درياچه هاي پر از قو مرا به زندگي اميدوار نمي كند.آنقدر تاريكم كه هيچ خورشيدي به ملاقاتم نمي آيد وبعضي روزها آنقدر به تو نزديكم كه صداي نفسهاي تو را مي شنوم واز ديدن شاخه هاي نارنج مست مي شوم واحساس مي كنم تو در ايوان خانه مان نشسته اي و به من لبخند مي زني.آنقدر عاشقم كه درختان وآسمان وآويشنهاي كوهي برايم شعر مي گويند ودستهايم سپيد وسبك با كبوترها به سوي تو اوج مي گيرند. ![]()